باید یه جایی رو پیدا می کردم ، در به در دنبال یه جا می گشتم ،آخه نمازم داشت قضا میشد ، بالاخره با هزار بدبختی یه جا رو به من نشون دادن و گفتن اون اطاق ، محل استراحت و نماز خونه راننده هاست . برو اونجا و نمازت رو بخون . وقتی وارد شدم ، راستش اولش ترسیدم چون همه اونایی که اونجا بودن سیبیل در رفته و داش مشتی بودن . بعضی هاشون خواب بودن و بعضی هاشون هم با هم صحبت می کردن . با احتیاط وارد شدم و یه سلام زیر لبی کردم و آروم یه مهر برداشتم و رفتم یه گوشه ای و شروع کردم به نماز خوندن !!کنار دست من هم یکی از راننده ها داشت نماز می خوند . آقای راننده توی قنوت بود که صدای زنگ موبایلش بلند شد ،آقای راننده با خونسردی تمام و بلافاصله گوشی رو از جیبش در آورد و گفت : سلام من دارم نماز میخونم بعدا زنگ بزن !!! بعد ادامه قنوت رو به جا آورد . !!!!!!! رکعت بعدی دوباره موبایل آقای راننده زنگ زد !!!راننده دوباره گوشی رو از توی جیبش در آورد و این بار بدون مقدمه و سلام و علیک گفت : بی شعور و نفهم مگه نگفتم نمازم . پس اینقدر زنگ نزن . بعد گوشی رو توی جیبش گذاشت و ادامه نمازش رو خوند . من هم از ترس اینکه مشکات 82...
ما را در سایت مشکات 82 دنبال میکنید
برچسب: نمازخانه پارک لاله,نمازخانه,نمازخانه سیستین, نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 21:44